نجم/ دوفصلنامه علمی تخصصی پژوهش های خانواده قرآنی

نجم/ دوفصلنامه علمی تخصصی پژوهش های خانواده قرآنی

جایگاه استقامت زنان در جنگ تحمیلی با تکیه بر منظومه قرآنی رهبر شهید (قدس الله تعالی نفسه الزکیه)

نوع مقاله : ویژه‌نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسنده
استادیار گروه علوم قرآن وحدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه سیستان وبلوچستان
چکیده
استقامت در برابر کفار، به عنوان پیش‌شرط بنیادین همراهی با پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع)، در منظومه معارف قرآنی و اندیشه رهبر شهید جایگاهی محوری دارد. آنچه بیانات ایشان را در این حوزه متمایز می‌سازد، پیوند مستمر و نظام‌مند میان آیات قرآن و تجربه عینی استقامت زنان ایرانی در دوران دفاع مقدس است. این پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، جایگاه استقامت زنان را در سه عرصه «جنگ تحمیلی»، «خانواده» و «مادران شهدا» بررسی می‌کند.
یافته‌ها نشان می‌دهد که از منظر رهبر شهید، استقامت زنان در عرصه جنگ تحمیلی، تجلی «الگوی سوم زن» و دستیابی به «حیات طیبه» قرآنی است؛ در عرصه خانواده، همراهی با همسر در رنج و صبر، مصداق «لباس بودن» متقابل و «نِعْمَ العَونُ عَلی طاعَةِ الله» محسوب می‌شود؛ و در عرصه مادران شهدا، استقامت آنان با مفاهیمی چون «استعینوا بالصبر»، «لا یضیع أجر المحسنین»، «نصرت الله» و «اسوه حسنه» پیوند خورده و منشأ اقتدار ملی، دستیابی به مراتب عالی معنوی و محوریت جبهه حق در مبارزه با باطل گردیده است.
کلیدواژه‌ها

جایگاه استقامت زنان در جنگ تحمیلی با تکیه بر منظومه قرآنی رهبر شهید u

 

 

چکیده مبسوط

استقامت در برابر دشمنان و پایداری در مسیر حق، یکی از مفاهیم بنیادین در منظومه معارف قرآنی به شمار می‌آید که در آیات متعددی به‌عنوان شرط دستیابی به نصرت الهی، حیات طیبه و معیت با پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) مطرح شده است. این مفهوم در اندیشه رهبر شهید نیز جایگاهی محوری دارد و به‌ویژه در تبیین حیات ایمانی جامعه اسلامی در شرایط جنگ، مقاومت و مواجهه با نظام سلطه، به‌صورت گسترده مورد توجه قرار گرفته است. با وجود پژوهش‌های متعدد درباره نقش زنان در دفاع مقدس، بخش مهمی از مطالعات موجود بیشتر بر نقش اجتماعی، عاطفی یا حماسی زنان تمرکز داشته و کمتر به تحلیل قرآنیِ مفهوم استقامت زنان در منظومه فکری رهبر شهید پرداخته‌اند. همچنین نسبت میان آیات قرآن، تجربه تاریخی زنان ایرانی در دوران جنگ تحمیلی و تفسیر ایدئولوژیک رهبر شهید از این تجربه، هنوز به‌صورت منسجم بررسی نشده است. از این رو، پرداختن به جایگاه استقامت زنان در چارچوب اندیشه قرآنی رهبر شهید، افزون بر روشن‌سازی ابعاد فکری و اعتقادی این مفهوم، می‌تواند در بازخوانی الگوی زن مسلمان در گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین نقش زنان در شکل‌گیری فرهنگ مقاومت و اقتدار ملی، اهمیتی نظری و تاریخی داشته باشد.

پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه استقامت زنان در منظومه قرآنی رهبر شهید و تحلیل ابعاد معنایی و کارکردی آن در عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی و خانوادگی انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که رهبر شهید چگونه با تکیه بر مفاهیم و آموزه‌های قرآنی، استقامت زنان را در دوران دفاع مقدس معنا و تفسیر می‌کند و این استقامت چه جایگاهی در تحقق جامعه ایمانی و جبهه حق دارد؟ در پاسخ به این پرسش، پژوهش بر این فرض استوار است که در اندیشه رهبر شهید، استقامت زنان صرفاً یک کنش احساسی یا واکنش اجتماعی در برابر جنگ نیست، بلکه جلوه‌ای از تحقق هویت زن مسلمان در چارچوب «الگوی سوم زن» و بخشی از فرایند تحقق حیات طیبه قرآنی محسوب می‌شود. چارچوب نظری تحقیق بر رویکرد گفتمان‌محور با جهت‌گیری تفسیری ـ قرآنی استوار است و تلاش دارد پیوند میان مفاهیم قرآنی، تجربه تاریخی دفاع مقدس و بازنمایی زن در اندیشه رهبر شهید را مورد تحلیل قرار دهد.

این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مطالعه و تحلیل محتوای بیانات رهبر شهید درباره زنان، مقاومت، خانواده و دفاع مقدس انجام گرفته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در منظومه فکری ایشان، استقامت زنان دارای ابعاد چندلایه و تمدنی است و تنها به حضور مستقیم در میدان جنگ محدود نمی‌شود. در عرصه جنگ حق علیه باطل، زنان با صبر، پشتیبانی، ایثار و حفظ روحیه جهاد، به‌عنوان بخشی از جبهه مقاومت معرفی می‌شوند و حضور آنان تجلی عینی «الگوی سوم زن» است؛ الگویی که نه در قالب زن منفعل سنتی تعریف می‌شود و نه در چارچوب زن ابزاری و فردگرای مدرن، بلکه بر پایه مسئولیت اجتماعی، معنویت و کرامت انسانی شکل می‌گیرد. در عرصه خانواده، استقامت زنان در همراهی با همسران، تحمل سختی‌های جنگ، تربیت فرزندان و حفظ بنیان خانواده، مصداق مفاهیم قرآنی چون «لباس بودن» زوجین برای یکدیگر و «نعم العون علی طاعة الله» دانسته شده است. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد که رهبر شهید، مادران شهدا را در مرتبه‌ای والا از ایمان و جهاد تفسیر می‌کند؛ به‌گونه‌ای که صبر و پایداری آنان نه‌تنها امری فردی، بلکه عاملی برای استمرار روح مقاومت در جامعه اسلامی تلقی می‌شود. در این نگاه، مفاهیمی چون «استعینوا بالصبر»، «لا یضیع اجر المحسنین»، «نصرت الهی» و «اسوه حسنه» در رفتار و کنش مادران شهدا تجسم یافته و آنان را به نمادهای اقتدار معنوی و فرهنگی جامعه تبدیل کرده است.

برآیند کلی پژوهش نشان می‌دهد که از منظر رهبر شهید، استقامت زنان در دوران دفاع مقدس بخشی از ساختار معنایی جهاد و مقاومت در جامعه اسلامی است و بدون حضور فعال، آگاهانه و ایمانی زنان، تحقق کامل جبهه حق امکان‌پذیر نخواهد بود. بر این اساس، زن در اندیشه ایشان نه صرفاً پشتیبان مردان، بلکه کنشگری تمدن‌ساز و مؤثر در تحقق آرمان‌های الهی و اجتماعی معرفی می‌شود. این رویکرد، ضمن ارائه تفسیری نو از نقش زنان در دفاع مقدس، نشان می‌دهد که تجربه تاریخی زنان ایرانی در جنگ تحمیلی، در اندیشه رهبر شهید به الگویی قرآنی برای مقاومت، هویت‌سازی و حفظ انسجام اجتماعی تبدیل شده است. از منظر نظری نیز این پژوهش می‌تواند به توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه زن، قرآن و گفتمان مقاومت کمک کند و زمینه‌ای برای بازخوانی مفاهیم قرآنی در تحلیل تجربه‌های تاریخی معاصر جهان اسلام فراهم سازد.

 

جایگاه استقامت زنان در جنگ تحمیلی با تکیه بر منظومه قرآنی رهبر شهید (ره)

مقدمه

یکی از سنت‌های مستمر در عالم هستی، رویارویی و تقابل دائمی میان حق و باطل از آغاز خلقت است. قرآن کریم در آیات متعدد، راه صحیح در این مبارزه را «صبر» و «استقامت» در برابر سختی‌ها معرفی می‌کند و نتیجه این راهبرد را همراهی مؤمنان با پیامبران می‌داند. نمونه‌ای روشن از این تقابل در داستان طالوت و جالوت بیان شده است؛ آنجا که سپاه طالوت در برابر دشمن دعا می‌کنند: «ربَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» (بقره: ۲۵۰). این آیه نشان می‌دهد که صبر و پایداری، زمینه دستیابی به ثبات قدم و پیروزی در برابر جبهه باطل را فراهم می‌سازد.

همین سنت الهی در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (محمد: ۷) نیز بیان شده است. بر اساس این آیه، نصرت الهی و استقامت مؤمنان، پیامد یاری دین خداوند است. مقصود از یاری الهی آن است که خداوند اسباب پیروزی را فراهم می‌سازد؛ امری که تنها به توان مادی محدود نیست، بلکه شامل تقویت اراده مؤمنان، ایجاد تزلزل در دل دشمنان، سامان‌دهی برنامه‌های مقابله، یاری فرشتگان و تغییر مسیر حوادث به سود جبهه ایمان نیز می‌شود. این حقیقت در آیه «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» (حج: ۴۰) نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

هرچند ظاهر این آیات خطاب به رزمندگان است، اما مفاهیم صبر و استقامت اختصاص به مردان ندارد. قرآن کریم تصریح می‌کند: «إِنِّی لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى» (آل‌عمران: ۱۹۵). ازاین‌رو، زنان نیز با ایفای نقش‌های تربیتی و پشتیبانی، در جبهه حق سهیم‌اند. تاریخ نیز نمونه‌هایی از این استقامت را نشان می‌دهد؛ از حضرت آسیه (س) در برابر فرعون تا زنان مؤمن در دوران معاصر که در دفاع مقدس سه­گانه (جنگ‌های تحمیلی 8ساله، 12 روزه و جنگ رمضان)، جلوه‌ای تازه از صبر و پایداری قرآنی را به نمایش گذاشته‌اند.

الف. جایگاه زن در جنگ حق علیه باطل

قرآن کریم در مسیر دستیابی به «حیات طیبه» هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست و می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً» (نحل: ۹۷). بر اساس این آیه، ایمان و عمل صالح، معیار دستیابی به حیاتی برتر و پاکیزه است؛ حیاتی که خداوند آن را به مؤمنان عطا می‌کند و با آرامش، عزت و پاداش الهی همراه است.

علامه طباطبایی (ره) حیات طیبه را مرتبه‌ای متعالی از حیات انسانی می‌داند که فراتر از زندگی عادی است و با نور، کمال، قوت و آرامش همراه می‌شود. انسان در این مرتبه، نوعی حیات زوال‌ناپذیر را تجربه می‌کند که نتیجه پیوند با منبع لایزال الهی از طریق ایمان و عمل صالح است (طباطبایی، ۱۳۵۲، ج ۱۲، ص ۳۴۱). در مقابل، قمی مشهدی حیات طیبه را شامل دنیا و آخرت می‌داند؛ به این معنا که مؤمن، حتی در سختی و تنگدستی، به سبب قناعت، رضایت و امید به پاداش الهی، از آرامش ـ که جلوه‌ای اساسی از حیات طیبه است ـ برخوردار می‌شود؛ در حالی که کافر، با وجود برخورداری از ثروت، به دلیل حرص و اضطراب، از آرامش حقیقی محروم می‌ماند (قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۷، ص ۲۶۸). همچنین در تفسیری دیگر، حیات طیبه به «قناعت به آنچه خداوند روزی کرده است» معنا شده است (قمی، ۱۳۶۳، ج ۱، ص ۳۸۹).

بر این اساس، حیات طیبه هم ناظر به کیفیت زندگی دنیوی مؤمن و هم پاداش اخروی اوست و هر دو از ایمان و عمل صالح سرچشمه می‌گیرند. رهبر شهید نیز زن مسلمان ایرانی را مصداق این حقیقت می‌دانند و او را «الگوی سوم زن» معرفی می‌کنند؛ الگویی که نه شرقی است و نه غربی، بلکه با استقامت، ایمان و مسئولیت‌پذیری اجتماعی، به عامل تاریخ‌ساز و الهام‌بخش زنان جهان تبدیل می‌شود.

ب‌.   جایگاه زن در خانواده

زن، همچون هر انسان دیگر و به‌عنوان عضوی بنیادین از خانواده، در مکاتب مختلف تعاریف متفاوتی یافته است. در نگرش اسلامی، خانواده نهادی مستقل از غایت آفرینش نیست، بلکه بستری برای تقرب الهی و تحقق «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» به شمار می‌آید؛ فضایی که اعضای آن یکدیگر را در مسیر رشد، تکامل و بندگی یاری می‌کنند. از همین منظر، امیرالمؤمنین علی (ع) درباره حضرت زهرا (س) فرمودند: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ» (حسنی، موسوی، ۱۴۱۸ق، ج ۱، ص ۵۴۵؛ ابن‌شهرآشوب، (بی‌تا)، ج ۳، ص ۳۵۶؛ عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق، ج ۴، ص ۵۷)؛ یعنی بهترین یاور در مسیر بندگی خدا. در این بیان، معیار نهایی ارزش همسر، صرف ویژگی‌های ظاهری یا رفاهی نیست، بلکه «عون علی طاعة الله» بودن است؛ یعنی یاری‌رساندن در عبادت، اخلاق الهی، صبر، عفو، انفاق، جهاد و انجام مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی با نگاه عبودیت.

رهبر شهید نیز در دیدار با خانواده جانبازان فرمودند: «یکی از این رنج‌ها و جدّ و جهدها نیز همین است که همسران جانبازان نسبت به جانبازان متحمل می‌شوند» (دیدار با جانبازان و خانواده‌های ایشان، ۸/۴/۱۳۸۴،https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3317)

ایشان همسران جانبازان را افرادی معرفی می‌کنند که آگاهانه سختی‌های این مسیر را پذیرفته و در رنج و مجاهدت شریک شده‌اند. رهبر شهید این تحمل را صرفاً یک وظیفه خانوادگی نمی‌دانند، بلکه آن را عملی ارزشمند و دارای پاداش الهی معرفی می‌کنند. بر این اساس، همان‌گونه که دستیابی به علم، عزت و موفقیت نیازمند تلاش و صبر است، نیل به رضایت الهی و سعادت معنوی نیز بدون مجاهدت حاصل نمی‌شود. ازاین‌رو، همسران جانبازان را می‌توان مصداق «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ» و الگویی از استقامت و یاوری در مسیر تقرب الهی دانست.

پ. جایگاه زن در نقش مادر شهید

از بیانات رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان نکات متعددی درباره عملکرد و پیامدهای رفتار زنان، به‌ویژه مادران شهدا، به دست آورد. آنچه این بیانات را در منظومه قرآنی ایشان معنا می‌بخشد، پیوند مستمر ایشان با مفاهیم و آیات قرآن کریم در تبیین جایگاه این زنان است. در ادامه، به چهار محور اساسی در این زمینه اشاره می‌شود:

1.       اقتدار آفرینی و اعتماد به نفس ملی

در تحلیل نقش زنان و مادران شهدا و جانبازان در شکل‌گیری روحیه مقاومت، یکی از مفاهیم اساسی، تقویت اقتدار ملی و اعتمادبه‌نفس جمعی است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ» (بقره: ۴۵)؛ آیه‌ای که صبر را صرف تحمل رنج نمی‌داند، بلکه آن را منشأ قوت و اقتدار روحی معرفی می‌کند. در روایتی از پیامبر اکرم (ص)، صبر شامل صبر در مصیبت، معصیت و عبادت است و صبر و مقاومت، کلید همه عبادات و شرط رسیدن به مقام هدایت الهی شمرده شده است (قرائتی، ۱۳۸۸، ج ۱، ص ۱۰۷). چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا» (سجده: ۲۴).

باید دقت داشت که صبر نه انفعال و تسلیم، بلکه «موضع‌گیری فعال و قدرتمندانه» مبتنی بر ایمان و اراده است. روایت «اَلصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ» (کلینی، ۱۳۶۳ق، ص ۸۹) بیان می‌کند که ایمان بدون صبر، ایمان حقیقی و کامل نخواهد بود (فضل‌الله، ۱۴۱۹ق، ج ۲، ص ۲۳). بر این اساس، صبر در منظومه قرآنی، پایگاهی روانی و معنوی برای پایداری مؤمن ایجاد می‌کند.

این معنا در تبیین رهبر شهید از استقامت زنان ایرانی در دفاع مقدس آشکار است. ایشان صبر مادران شهدا را مصداق «استعانه بالصبر» دانسته و به مادرانی اشاره می‌کنند که با افتخار، شهادت فرزندان خود را در راه خدا پذیرفتند و همانند حضرت زینب (س) می‌گفتند: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» (بحرانی، ۱۳۷۵، ج ۱۷، ص ۳۸۳؛ جزائری، ۱۴۲۷ق، ج ۱، ص ۲۴۳). از دیدگاه ایشان، زنان و مادران شهدا با صبر، ایثار و فداکاری، جامعه را به سوی همبستگی، مقاومت و اعتمادبه‌نفس ملی سوق داده‌اند و رنج‌های فردی را به سرمایه‌ای معنوی و اجتماعی برای اقتدار ملت تبدیل کرده‌اند.

2.      دستیابی به سطوح والای ارزش‌های الهی

قرآن کریم وعده می‌دهد: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» (توبه: ۱۲۰) و «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ ... أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ» (آل‌عمران: ۱۳۳). این آیات نشان می‌دهد که نیکوکاران و پرهیزگاران به بالاترین درجات قرب الهی دست می‌یابند. رهبر شهید با تفسیر عملی این آیات، زنان ایثارگر دوران دفاع مقدس را از مصادیق «محسنین» و «متقین» می‌دانند که با صبر، ایثار و استقامت به سطوح والای ارزش‌های الهی دست یافته‌اند. 

در آیه «لَا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ» (توبه: ۱۲۰)، می‌توان گفت که خداوند تأکید می‌کند هیچ مؤمنی نباید خود را از تحمل رنج‌هایی که پیامبر اکرم (ص) در مسیر دعوت الهی متحمل شده است، برتر بداند (سید قطب، ۱۴۲۵ق، ج ۳: ۱۷۳۴). این اصل در رفتار زنان ایرانی در دوران دفاع مقدس نیز آشکار بود؛ آنان خود را از سختی‌های این مسیر جدا نمی‌دانستند و با حیا، غیرت دینی و احساس مسئولیت در برابر دشمن ایستادگی می‌کردند. در این مسیر، هر رنج، تشنگی، خستگی و هر گام در پشتیبانی از جبهه‌ها، مصداق عمل صالحی بود که مشمول وعده «لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ» می‌شد.

آلوسی نیز در تحلیل آیه «مَا کَانَ لِأَهْلِ الْمَدِینَةِ ... أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ» بیان می‌کند که تعبیر «ما کان» به معنای ناروا بودن و شایسته نبودنِ تخلف از پیامبر اکرم (ص) است. مؤمنان باید به گونه‌ای عمل کنند که رنج و فداکاری را بیش از خود برای رهبر الهی تحمل نمایند (آلوسی، ۱۴۲۵ق، ج ۶، ص ۴۳). این قاعده در استقامت زنان ایرانی در دفاع مقدس جلوه‌ای روشن داشت؛ آنان با آگاهی از نقش رهبری و جبهه حق، همراهی با این مسیر را وظیفه‌ای دینی می‌دانستند.

رهبر شهید نیز با اشاره به مادرانی که فرزندان خود را در راه خدا تقدیم کرده‌اند و زنانی که سال‌ها در غیاب همسران اسیر خود با عفت و سربلندی زندگی کرده‌اند، این رفتارها را نمونه‌هایی برجسته از ایمان عملی معرفی می‌کنند. در این نگاه، زن، کنشگری اخلاقی و مقاوم است که با فداکاری خانوادگی و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی، به مراتب متعالی الهی دست می‌یابد و سرمایه فرهنگی و معنوی جامعه را تقویت می‌کند.

ایشان در جمع پرستاران فرمودند:

«زنان ما در طول حوادث انقلاب و بعد از انقلاب تا امروز، نشان داده‌اند که در آن چیزهایی که معیار واقعی زندگی و ارزش و برجستگی آنهاست، در سطوح عالی قرار دارند. مادری که فرزندان خود را در راه خدا و در راه هدف ـ هدفی که برای او مقدّس است و پیشِ خدا هم مقدّس است ـ تقدیم می‌کند و خم به ابرو نمی‌آورد، یک عمل برجسته انجام داده است و این امر کوچکی نیست. این را با هر معیار و میزانی اندازه‌گیری کنید، با عظمت است. زن جوانی که حرمت همسرش و خودش را به مدت ده، یازده سال که همسرش در زندان‌های دشمن اسیر بوده، با کمال عفّت و سربلندی و پاکدامنی حفظ کرده است، آیا کارش ارزش نیست!؟ اینها ارزشند.» (بیانات در دیدار جمعی از پرستاران، ۲۰/۷/۱۳۷۳،https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2729)

ایشان زن را کنشگری اخلاقی و مقاوم در موقعیت‌های بحرانی معرفی می‌کند. 

3.     محور مبارزه‌ی جریان حق بر باطل

قرآن کریم یاری‌رساندن به جبهه حق را شرط اصلی تحقق نصرت الهی معرفی کرده و می‌فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (محمد: ۷). این وعده الهی به گروهی خاصی اختصاص ندارد و هر کنشگری که در مسیر تقویت دین گام بردارد، مشمول حمایت‌های الهی و ثبات قدم خواهد بود. استفاده از حرف شرط «إِنْ» به جای «لَوْ»، بیانگر دشواری‌ها و مشقت‌های این مسیر است. در واقع، نصرت الهی مشروط به فداکاری و تحمل سختی‌هایی است که مؤمنان در مقام یاری دین متحمل می‌شوند. همچنین تعبیر «تثبیت الأقدام» تمثیلی از یقین قلبی و عدم سستی در مواجهه با دشمن است (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج ۲۶، ص ۷۲). زنان و مادران شهدا در دوران دفاع مقدس، با تحمل سال‌ها سختی، فقدان و مشقت‌های معیشتی، مصداق عینی این استقامت بودند که به اقتدار و عظمت ملی انجامید.

رهبر شهید با تکیه بر این مبانی قرآنی، زنان را در تراز «ناصران الله» و محور مبارزه حق علیه باطل معرفی می‌کنند. از جمله فرمودند:

«خوشبختانه زنان ما این را نشان دادند که هنگام مبارزه می‌توانند محور مبارزه قرار گیرند. این را، هم در دوران انقلاب و هم در دوران جنگ و تا امروز نشان داده‌اند. آنچه در این میان جایی ندارد یا جای زیادی ندارد، پرداختن به ارزشهای پوچ و خیالی و بیهوده است؛ چیزهایی که متأسفانه در جوامعِ زنان دنیا، به آنها خیلی اهمیت داده می‌شود» (بیانات در دیدار جمعی از پرستاران 7/12/1374، https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4119)

در اندیشه ایشان، زنان با روحیه ایثار و تربیت نسل‌های مقاوم، از ارکان اثرگذار جبهه حق به شمار می‌آیند. ایشان با نقد الگوهای غربی که زن را درگیر «ارزش‌های پوچ و خیالی» همچون مدگرایی، آرایش‌زدگی و تفاخر مادی می‌کنند، هویت متعالی زن مسلمان را در کنشگری اخلاقی و پایداری در جبهه ارزش‌ها تبیین می‌نمایند.

در نهایت، تجربه دفاع مقدس نشان داد که استقامت زنان در عرصه‌های تربیتی و اجتماعی نه‌تنها روحیه مقاومت را در جامعه تثبیت کرد، بلکه الگویی از کرامت انسانی را در تقابل با مصرف‌گرایی به نمایش گذاشت. این نقش فعال، نشان‌دهنده آن است که زن می‌تواند با عبور از ارزش‌های پنداری، به عاملی تعیین‌کننده در استمرار جریان حق و تثبیت سرمایه فرهنگی جامعه تبدیل شود.

4.     الگو برای خانواده

قرآن کریم اصل الگودهی را از مهم‌ترین روش‌های تربیتی معرفی می‌کند: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب: ۲۱). واژه «أُسوه» برگرفته از «أَسَوْتُ الْجُرْحَ» به معنای درمان و مداوای زخم است، نه صرفاً تقلید ظاهری. بر این اساس، اقتدا به پیامبر اکرم (ص)، نوعی درمان و اصلاح فرد و جامعه به شمار می‌آید (صادقی تهرانی، ۱۴۰۶ق، ج ۲۴، ص ۷۶).

این نگاه درمان‌گرایانه در منظومه فکری رهبر شهید نیز دیده می‌شود. ایشان مادران و همسران شهدا را «الگوی سوم زن» معرفی می‌کنند؛ الگویی که نه شرقی است و نه غربی، بلکه «أُسوه حسنه»‌ای برای درمان مصرف‌زدگی و انفعال فرهنگی به شمار می‌رود. زن ایرانی در دفاع مقدس، با اقتدا به حضرت زینب (س) و حضرت فاطمه (س)، توانست روحیه خودباختگی را درمان کرده و الگویی الهام‌بخش برای زنان جهان ارائه دهد.

رهبر شهید زنان مؤمن را نه‌تنها الگوپذیر، بلکه الگوساز می‌دانند. ایشان تأکید می‌کنند که زنان در عرصه دین، اخلاق و مبارزه، در صفوف مقدم قرار گرفته و برای مردان، فرزندان و جامعه درس‌آموز بوده‌اند. تجربه مادران و همسران شهدا و ایثارگران در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، جلوه‌ای روشن از زن مسلمانِ تربیت‌گر، مقاوم و پایبند به ارزش‌های معنوی است (بیانات در دیدار جمعی از پرستاران، ۷/۱۲/۱۳۷۴https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4119).

این نقش، به تقویت روحیه ایثار و حفظ هویت دینی جامعه انجامیده است.

 

نتیجه گیری

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از منظر رهبر شهید، استقامت زنان در سه عرصه تجلی یافته است: نخست، استقامت در عرصه جنگ که با الگوی «زن نه شرقی، نه غربی» و دستیابی به «حیات طیبه» گره خورده است. دوم، استقامت در عرصه خانواده که با صبر در کنار همسر جانباز و همراهی در رنج و دشواری، زمینه‌ساز تقرب الهی می‌شود. سوم، استقامت مادران شهدا که منشأ اقتدار ملی، دستیابی به سطوح عالی معنوی و محوریت جبهه حق در مبارزه با باطل است.

بنابراین، استقامت زنان در منظومه فکری رهبر شهید، نه یک مفهوم حاشیه‌ای، بلکه اصلی راهبردی در پایداری جامعه اسلامی محسوب می‌شود. مجموعه این سه عرصه، چارچوبی مفهومی برای فهم نقش زن در پایداری جامعه و تحقق ارزش‌های الهی در منظومه فکری ایشان فراهم می‌آورد. ازاین‌رو، زن مسلمان در این منظومه فکری، نه صرفاً کنشگری اجتماعی، بلکه عاملی مؤثر در تداوم جبهه حق، تقویت سرمایه معنوی جامعه و تحقق آرمان‌های الهی به شمار می‌آید.

 

  1.  

    قرآن

    1. ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی (بی‌تا). المناقب، ج 3، قم: علامه.
    2. ابن‏عاشور، محمدطاهر (1420ق)، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، بیروت: مؤسسة التاریخ العربی‏.
    3. آلوسى، محمود بن عبدالله‏ (1415ق)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی‏، تحقیق: علی عبدالبارى عطیه، بیروت: دارالکتب العلمیه.
    4. بحرانی، عبد الله بن نور الله (1375ش). عوالم العلوم. ج 17، مدرسة الإمام المهدی (علیه السلام‌).
    5. جزایری نعمت الله بن عبد الله (1404ق). النور المبین. کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره).
    6. جزایری، نعمت الله بن عبد الله (1427ق). ریاض الأبرار. ج 1، مؤسسة التاریخ العربی.
    7. حسینى موسوى، محمد بن أبی طالب (1418ق)،‏ تسلیة المُجالس و زینة المَجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، تحقیق: کریم فارس حسون، قم: مؤسسة المعارف الإسلامیة.
    8. حویزی عبدعلی بن جمعه (1415ق). تفسیر نور الثقلین. ج 4، دار الکتب العلمیة.
    9. صادقى تهرانى، محمد (1406ق)، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه‏، قم: فرهنگ اسلامى‏.
    10. فضل الله، محمد حسین (1419ق)‏، من وحى القرآن‏، بیروت: دار الملاک‏.
    11. قرائتى، محسن (1388ش)‏، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏.
    12. قطب، سید (1425ق)، فى ظلال القرآن‏، بیروت: دار الشروق‏.
    13. قمى مشهدى، محمد بن محمدرضا (1368ش)، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق حسین درگاهی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى. سازمان چاپ و انتشارات.
    14. قمى، على بن ابراهیم‏ (1363ش)، تفسیر القمی‏، تحقیق: طیب موسوى جزایرى، قم: دارالکتاب‏.
    15. کلینی، محمد بن یعقوب (1363ش)، الکافی، ج2، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
    16. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى (1403ق)، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، ج43، چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

     

دوره 3، شماره 4 - شماره پیاپی 4
ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
اسفند 1404