نجم/ دوفصلنامه علمی تخصصی پژوهش های خانواده قرآنی

نجم/ دوفصلنامه علمی تخصصی پژوهش های خانواده قرآنی

تحلیل جامعه شناختی کارکردهای حمایتی خانواده در بحران‌های جنگی با تطبیق بر مفاهیم قرآنی

نویسنده
هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده
چکیده
جنگ از شدیدترین بحران‌های اجتماعی است که نظم نهادی جامعه و امنیت روانی و اجتماعی افراد را دچار اختلال می‌کند. در چنین شرایطی، خانواده به‌عنوان نخستین و پایدارترین نهاد اجتماعی، نقش مهمی در حمایت از اعضا و بازسازی انسجام اجتماعی ایفا می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین این پرسش است که خانواده چگونه می‌تواند در شرایط جنگی کارکردهای حمایتی خود را حفظ و تقویت کند و مفاهیم قرآنی چه نقشی در تبیین این کارکردها دارند.
این پژوهش با روش تحلیل نظری ـ مفهومی و با رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی کارکردهای خانواده در بحران‌های جنگی بر اساس مفاهیم جامعه‌شناختی و آموزه‌های قرآنی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مفاهیم قرآنی مانند سکینه، مودت و رحمت، صبر، تعاون و احسان، چارچوبی معنایی برای تقویت کارکردهای حمایتی خانواده فراهم می‌کنند. این مفاهیم در تعامل با نظریه‌های جامعه‌شناسی خانواده و مطالعات تاب‌آوری اجتماعی، نشان می‌دهند که خانواده در شرایط جنگی می‌تواند به نهادی برای تولید امنیت روانی، انسجام عاطفی، سازگاری فعال و بازتولید امید اجتماعی تبدیل شود و نقش مهمی در حفظ تداوم اجتماعی ایفا کند.
کلیدواژه‌ها

تحلیل جامعه شناختی کارکردهای حمایتی خانواده

در بحران های جنگی با تطبیق بر مفاهیم قرآنی

چکیده مبسوط
جنگ از شدیدترین اشکال بحران اجتماعی است که نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه نظم روانی، عاطفی و هنجاری جامعه را نیز دچار اختلال می‌کند. در چنین شرایطی، تضعیف نهادهای رسمی حمایت اجتماعی موجب می‌شود خانواده به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های حفظ ثبات فردی و اجتماعی تبدیل گردد. با وجود گسترش مطالعات جامعه‌شناختی درباره جنگ، بحران و تاب‌آوری، بخش مهمی از این ادبیات خانواده را عمدتاً در چارچوب کارکردهای روانی یا اقتصادی تحلیل کرده و کمتر به ظرفیت‌های معنایی و فرهنگی آن، به‌ویژه در جوامع دینی، توجه داشته است. از سوی دیگر، پژوهش‌های قرآنی مرتبط با خانواده نیز غالباً بر ابعاد تربیتی و اخلاقی تمرکز یافته و نقش خانواده در مدیریت بحران‌های گسترده اجتماعی، از جمله جنگ، کمتر به‌صورت تحلیلی بررسی شده است. از این رو، تبیین کارکردهای حمایتی خانواده در شرایط جنگی با بهره‌گیری هم‌زمان از مفاهیم جامعه‌شناختی و آموزه‌های قرآنی، ضرورتی نظری برای فهم دقیق‌تر پایداری اجتماعی در وضعیت بحران به شمار می‌آید.
هدف این پژوهش تحلیل جامعه‌شناختی کارکردهای حمایتی خانواده در بحران‌های جنگی و بررسی امکان تطبیق آن با مفاهیم قرآنی است. پرسش اصلی مقاله آن است که خانواده چگونه در شرایط جنگی می‌تواند به نهادی برای تنظیم هیجانی، حفظ انسجام عاطفی، تقویت تاب‌آوری و بازتولید امید اجتماعی تبدیل شود و مفاهیم قرآنی چه ظرفیتی برای تبیین این فرایندها دارند. پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای و در چارچوب نظری مطالعات تاب‌آوری خانوادگی، جامعه‌شناسی بحران و تحلیل مفهومی آموزه‌های قرآنی، بر این فرض استوار است که مفاهیمی چون سکینه، مودت و رحمت، صبر، تعاون و احسان صرفاً مفاهیمی اخلاقی یا هنجاری نیستند، بلکه قابلیت آن را دارند که به‌عنوان مقولات تحلیلی در فهم سازوکارهای پایداری خانواده در شرایط بحران به‌کار گرفته شوند.
روش پژوهش در این مقاله تحلیل نظری ـ مفهومی است و داده‌های آن از طریق مطالعه منابع جامعه‌شناسی خانواده، مطالعات جنگ، نظریه‌های تاب‌آوری و تفاسیر معتبر قرآنی گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که خانواده در شرایط جنگی از طریق چند کارکرد اساسی عمل می‌کند: نخست، تنظیم هیجانی و ایجاد امنیت روانی که با مفهوم قرآنی «سکینه» قابل تبیین است؛ دوم، حفظ انسجام عاطفی و تعهدات متقابل که با مفاهیم «مودت و رحمت» پیوند می‌یابد؛ سوم، تقویت تاب‌آوری و سازگاری فعال در برابر بحران که با مفهوم «صبر» هم‌راستا است؛ و چهارم، سازمان‌دهی حمایت و مراقبت متقابل که در چارچوب مفاهیم «تعاون و احسان» قابل فهم می‌شود. تحلیل تطبیقی این مفاهیم نشان می‌دهد که آموزه‌های قرآنی می‌توانند چارچوبی معنایی و فرهنگی برای تقویت ظرفیت‌های حمایتی خانواده فراهم آورند و در تعامل با نظریه‌های جامعه‌شناختی، فهمی چندبعدی از پایداری خانواده در بحران ارائه دهند.
نتایج پژوهش تأکید می‌کند که خانواده در شرایط جنگی صرفاً نهادی عاطفی یا خصوصی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های تولید امنیت روانی، انسجام اجتماعی و تاب‌آوری جمعی محسوب می‌شود. بر این اساس، مفاهیم قرآنی مورد بررسی را می‌توان نه‌تنها به‌عنوان ارزش‌های اخلاقی، بلکه به‌مثابه منابع معنایی و تحلیلی مؤثر در بازسازی نظم اجتماعی در شرایط بحران در نظر گرفت. اهمیت نظری این پژوهش در آن است که نشان می‌دهد تلفیق رویکردهای علوم اجتماعی با ظرفیت‌های مفهومی قرآن، امکان ارائه الگویی بومی و چندلایه برای تحلیل کارکردهای خانواده در بحران‌های جنگی را فراهم می‌سازد؛ الگویی که می‌تواند در مطالعات آینده درباره خانواده، بحران و سرمایه معنوی نیز مورد استفاده قرار گیرد.

 

تحلیل جامعه شناختی کارکردهای حمایتی خانواده

در بحران های جنگی با تطبیق بر مفاهیم قرآنی

مقدمه

.

جنگ به‌عنوان یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی، نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی را متأثر می‌سازد، بلکه بنیان‌های زندگی روزمره و نظم اجتماعی را نیز دستخوش تحول می‌کند. در میان نهادهای اجتماعی، خانواده نخستین و بنیادی‌ترین نهادی است که در معرض پیامدهای جنگ قرار می‌گیرد و در عین حال، بیشترین ظرفیت را برای حمایت، بازسازی و حفظ پایداری اجتماعی داراست.

از منظر جامعه‌شناسی خانواده، جنگ یکی از شدیدترین بحران‌هایی است که می‌تواند ساختار و کارکردهای خانواده را دستخوش تغییر سازد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که شرایط جنگی اغلب با پیامدهایی همچون گسست نسبی پیوندهای عاطفی، جابه‌جایی یا بازتعریف نقش‌های جنسیتی، افزایش مسئولیت‌های مراقبتی ـ به‌ویژه برای زنان ـ تشدید فقر و ناامنی اقتصادی، و نیز افزایش آسیب‌پذیری‌های روانی و اجتماعی همراه است (Enarson, 2012; South, 2014).

با این حال، ادبیات پژوهشی مرتبط با بحران و تاب‌آوری خانوادگی نشان می‌دهد که خانواده‌ها در بسیاری از موارد صرفاً قربانی این شرایط نیستند، بلکه می‌توانند به واحدهایی فعال برای مدیریت بحران تبدیل شوند. مطالعات انجام‌شده در حوزه تاب‌آوری خانوادگی حاکی از آن است که پیوندهای عاطفی، حمایت متقابل و معنابخشی مشترک به تجربه‌های دشوار، به خانواده‌ها کمک می‌کند تا در برابر فشارهای شدید پایداری کنند و حتی منابع جدیدی از امید و انسجام اجتماعی را پدید آورند (Walsh, 2016; Bonanno, 2004).

در پژوهش‌های انجام‌شده درباره نهاد خانواده از منظر قرآن کریم، به کارکردهای گوناگون این نهاد اجتماعی توجه شده است. برای نمونه، در مقاله «قرآن و کارکردهای نهاد خانواده»، با بررسی آموزه‌های قرآنی نشان داده شده است که خانواده دارای کارکردهای متنوعی در ابعاد روانی، اجتماعی و اقتصادی است. در این پژوهش، کارکردهای روانی خانواده در دو بعد عاطفی و جنسی، کارکردهای اجتماعی همچون فرزندآوری و تربیت ـ به‌ویژه تربیت دینی ـ و نیز کارکردهای اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تحقق این کارکردها نقش مهمی در استحکام و پایداری نهاد خانواده و در نتیجه، ثبات و انسجام اجتماعی ایفا می‌کند.

در پژوهشی دیگر، خادم‌زاده یگانه در مقاله «نگاهی قرآنی به کارکرد نظارتی خانواده»، با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع تفسیری و تربیتی، به بررسی شیوه‌های نظارت در خانواده از منظر قرآن کریم پرداخته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نظارت در خانواده در دو سطح بیرونی و درونی قابل تحقق است. نظارت بیرونی عمدتاً بر سازوکارهایی مانند تشویق و تنبیه استوار است، در حالی که نظارت درونی بر تقویت ایمان، خودکنترلی و مسئولیت‌پذیری اعضای خانواده تأکید دارد. بر اساس نتایج این مطالعه، تحقق توأمان این دو نوع نظارت می‌تواند نقش مؤثری در هدایت رفتار اعضای خانواده، تقویت کارکرد تربیتی آن و تحکیم روابط خانوادگی داشته باشد.

با وجود این، تمرکز بیشتر این پژوهش‌ها بر تبیین کارکردهای تربیتی، اخلاقی و ساختاری خانواده در قرآن کریم بوده و کمتر به نقش این نهاد در مواجهه با بحران‌های اجتماعی گسترده، از جمله شرایط جنگی، پرداخته‌اند. از این‌رو، بررسی نقش حمایتی خانواده در شرایط بحران با تکیه بر مفاهیم قرآنی می‌تواند به تکمیل ادبیات پژوهشی این حوزه و ارائه تحلیلی جامع‌تر از ظرفیت‌های خانواده در مواجهه با بحران‌های اجتماعی کمک کند.

در این پژوهش، چند مفهوم اساسی نقش محوری دارند. نخست، «تاب‌آوری خانوادگی» که به توانایی خانواده در سازگاری با شرایط بحرانی، حفظ انسجام و بازسازی کارکردهای خود در مواجهه با چالش‌ها و بحران‌ها اشاره دارد(Walsh, 2016). دوم، «حمایت اجتماعی» که به مجموعه روابط و تعاملاتی اطلاق می‌شود که از طریق آن، اعضای خانواده در شرایط دشوار از حمایت‌های عاطفی، روانی و عملی یکدیگر بهره‌مند می‌شوند(Hobfoll et al., 2007).

در کنار این مفاهیم جامعه‌شناختی، مفاهیم قرآنیِ «سکینه» به معنای آرامش و ثبات درونی، «مودت و رحمت» به معنای پیوند عاطفی و شفقت متقابل، و «تعاون و احسان» به معنای همکاری و نیکوکاری فراتر از تکلیف، به‌عنوان منابع معنایی و ارزشیِ تقویت‌کننده روابط حمایتی در خانواده مورد توجه قرار می‌گیرند.

طرح مسئله

جنگ با ایجاد ناامنی گسترده، اختلال در نظم اجتماعی و کاهش کارآمدی نهادهای رسمی، شرایطی را پدید می‌آورد که در آن بسیاری از منابع حمایت اجتماعی با محدودیت یا اختلال مواجه می‌شوند. در چنین وضعیتی، خانواده اغلب به مهم‌ترین نهاد برای تأمین امنیت روانی، عاطفی و حتی اقتصادی افراد تبدیل می‌شود. با وجود این، تبیین دقیق سازوکارهای حمایتی خانواده در شرایط جنگی همچنان نیازمند چارچوبی نظری است که بتواند ابعاد ساختاری، عاطفی و معنایی روابط خانوادگی را به‌صورت هم‌زمان مورد توجه قرار دهد.

در ادبیات جامعه‌شناسی، مفاهیمی همچون «تاب‌آوری خانوادگی»، «تنظیم هیجانی جمعی» و «پناهگاه اجتماعی» برای تبیین نقش خانواده در مواجهه با بحران‌ها به کار رفته‌اند. با این حال، در جوامعی که منابع معنوی و دینی نقش مهمی در سازمان‌دهی حیات فردی و اجتماعی ایفا می‌کنند، تحلیل این پدیده بدون توجه به چارچوب‌های ارزشی و معنایی دین، تحلیلی ناقص خواهد بود. آموزه‌های قرآنی مرتبط با خانواده، مفاهیمی چون «سکینه»، «مودت»، «رحمت»، «صبر»، «تعاون» و «احسان» را مطرح می‌کنند که می‌توانند به‌عنوان منابع معنایی و اخلاقی در تقویت روابط حمایتی در خانواده عمل کنند. بر این اساس، این پژوهش در پی آن است که با بهره‌گیری از یک چارچوب نظری تلفیقی، متشکل از مفاهیم جامعه‌شناختی و آموزه‌های قرآنی، تبیینی جامع از نقش حمایتی خانواده در شرایط بحران‌های جنگی ارائه دهد.

روش پژوهش در این مطالعه، تحلیل نظری ـ مفهومی است. در این روش، با بهره‌گیری از منابع مرتبط با جامعه‌شناسی خانواده، مطالعات جنگ و بحران، و نیز آیات و مفاهیم قرآنی مرتبط با خانواده، تلاش شده است چارچوبی تحلیلی برای فهم و تبیین نقش حمایتی خانواده در شرایط جنگی ارائه شود.

تحلیل کارکردهای حمایتی خانواده در بحران‌های جنگی

تبیین نقش خانواده در شرایط جنگی نیازمند چارچوبی نظری است که بتواند ابعاد ساختاری، عاطفی و معنایی روابط خانوادگی را به‌صورت هم‌زمان مورد توجه قرار دهد. جنگ به‌عنوان یکی از شدیدترین اشکال بحران اجتماعی، ساختارهای نهادی جامعه را با اختلال مواجه ساخته و بسیاری از سازوکارهای رسمی حمایت اجتماعی را تضعیف یا حتی ناکارآمد می‌کند. در چنین شرایطی، خانواده به‌عنوان پایدارترین و در دسترس‌ترین نهاد اجتماعی، بخش مهمی از مسئولیت حمایت روانی، عاطفی و اقتصادی اعضای خود را بر عهده می‌گیرد و نقش مؤثری در حفظ انسجام فردی و اجتماعی ایفا می‌کند.

از این رو، فهم کارکردهای خانواده در شرایط جنگ مستلزم بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناختی مرتبط با بحران، حمایت اجتماعی و تاب‌آوری در کنار توجه به منابع معنایی و هنجاری‌ای است که می‌توانند رفتارها و روابط خانوادگی را سامان دهند.

بر همین اساس، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی تلفیقی و با پیوند دادن مفاهیم جامعه‌شناسی خانواده و بحران با آموزه‌های قرآنی مرتبط با خانواده، درصدد ارائه الگویی تحلیلی برای فهم ظرفیت‌های حمایتی خانواده در شرایط جنگی است. بدین منظور، کارکردهای حمایتی خانواده با اتکا به نظریه‌های جامعه‌شناسی خانواده، مطالعات تاب‌آوری و بحران، و نیز مفاهیم قرآنی، در پنج محور اصلی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

الف. کارکرد آرام‌سازی و تنظیم هیجانی: خانواده به‌عنوان منبع امنیت روانی

در ادبیات جامعه‌شناسی، خانواده در شرایط بحران معمولاً به‌عنوان «پناهگاه اجتماعی» شناخته می‌شود. این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که در آن خانواده، به دلیل برخورداری از روابط نزدیک، اعتماد متقابل و پیوندهای عاطفی پایدار، می‌تواند در شرایط تضعیف یا اختلال نهادهای رسمی، کارکردهای حمایتی حیاتی را بر عهده گیرد. در دوره‌های جنگی که ناامنی جانی، بی‌ثباتی اقتصادی و گسست نسبی شبکه‌های اجتماعی افزایش می‌یابد، خانواده به فضایی تبدیل می‌شود که اعضای آن می‌توانند احساس امنیت، آرامش و ثبات روانی خود را بازسازی کنند.

این کارکرد با مفهوم «تاب‌آوری خانوادگی» ارتباطی مستقیم دارد. تاب‌آوری خانوادگی به مجموعه‌ای از فرایندهای تعاملی، شناختی و عاطفی اشاره دارد که از طریق آن‌ها خانواده قادر است فشارهای شدید ناشی از بحران را مدیریت کرده، با شرایط جدید سازگار شود و در عین حال انسجام درونی خود را حفظ نماید. در این فرایند، اعضای خانواده از طریق حمایت متقابل، تقسیم مسئولیت‌ها و معنا‌بخشی به تجربه‌های دشوار، زمینه عبور موفق از بحران را فراهم می‌سازند (Walsh, 2020).

یکی از سازوکارهای مهم در تحقق این کارکرد، «تنظیم هیجانی جمعی» است. برخلاف رویکردهای فردمحور به سلامت روان، پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهد که در شرایط تهدیدهای گسترده، تنظیم هیجان‌ها بیش از آنکه فرایندی فردی باشد، در بستر روابط نزدیک و جمعی، به‌ویژه در محیط خانواده، شکل می‌گیرد(Bonanno, 2004; Hobfoll et al., 2007). خانواده از طریق همدلی، حمایت عاطفی، گفت‌وگو و تقویت احساس تعلق، می‌تواند اضطراب، ترس و سوگ ناشی از جنگ را تعدیل کرده و به بازسازی تعادل روانی اعضای خود کمک کند.

مطالعات روان‌شناسی بحران نشان داده‌اند که خانواده مهم‌ترین بستر تنظیم هیجانی در شرایط تنش و فشار شدید روانی است.(Walsh, 2016) در شرایط جنگ، ترس، سوگ جمعی، اضطراب و احساس ناامنی وجودی، سلامت روان افراد را به‌طور مستقیم تهدید می‌کند(Hobfoll et al., 2007). در چنین وضعیتی، خانواده از طریق الگوهای ارتباطی مؤثر، حمایت عاطفی و تقویت احساس تعلق، به تعدیل هیجان‌های منفی کمک کرده و احساس «قابلیت بقا»[1] را در اعضای خود تقویت می‌کند.

در چارچوب آموزه‌های قرآنی نیز خانواده به‌عنوان بستری برای آرامش و امنیت روانی معرفی شده است. قرآن کریم در تبیین فلسفه شکل‌گیری پیوند زناشویی می‌فرماید: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» (روم: ۲۱). مفسران این آیه را ناظر به کارکرد آرامش‌بخش و اطمینان‌آفرین خانواده دانسته‌اند. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، «سکون» را آرامشی می‌داند که انسان در پرتو پیوند زناشویی از اضطراب‌ها و ناآرامی‌های زندگی به دست می‌آورد و آن را یکی از اهداف اساسی تشکیل خانواده معرفی می‌کند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص ۱۶۶). همچنین مکارم شیرازی، سکینه را آرامش روحی و روانی حاصل از پیوند عاطفی میان زن و مرد دانسته و آن را عامل تعادل روانی و ثبات زندگی خانوادگی می‌شمارد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۶، ص ۳۹۱).

افزون بر این، قرآن کریم در موارد متعددی از نزول «سکینه» در شرایط دشوار، تهدید و اضطراب یاد می‌کند (فتح: ۴). به اعتقاد طباطبایی، سکینه حالتی از آرامش، اطمینان و ثبات قلبی است که خداوند در شرایط ناامنی و آشفتگی روانی به مؤمنان عطا می‌کند و آنان را قادر می‌سازد بر ترس‌ها و اضطراب‌های خود غلبه کنند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱۸، ص ۲۶۹). از این منظر، سکینه را می‌توان منبعی معنایی برای تنظیم هیجانی دانست که در بستر روابط خانوادگی، زمینه بازتولید احساس امنیت و آرامش روانی را فراهم می‌آورد.

این برداشت با یافته‌های روان‌شناسی معناگرا نیز همخوانی دارد؛ یافته‌هایی که نشان می‌دهد چارچوب‌های معنایی مشترک و باورهای بنیادین، نقش مهمی در کاهش آسیب‌های روانی ناشی از بحران‌ها ایفا می‌کنند(Park, 2010). بر این اساس، می‌توان استدلال کرد که «سکینه» در چارچوب نظری پژوهش حاضر، ستون معنوی تنظیم هیجانی جمعی به شمار می‌آید و خانواده را به پناهگاهی روانی برای مقابله با فشارها و تنش‌های ناشی از جنگ تبدیل می‌کند.

ب. کارکرد انسجام‌بخشی: خانواده به‌عنوان حافظ ثبات عاطفی و تعهدات متقابل

در شرایط جنگ، بسیاری از شبکه‌های اجتماعی دچار اختلال یا گسست می‌شوند و روابط اجتماعی تا حدی به سمت فردگرایی معطوف به بقا سوق می‌یابند(Calhoun, 2010). در چنین وضعیتی، خانواده نهادی است که با بازتولید انسجام عاطفی و تعهدات متقابل، نقش مهمی در حفظ پایداری روانی و اجتماعی اعضا ایفا می‌کند. کارکرد انسجام‌بخش خانواده بر دو سازوکار اساسی استوار است. نخست، پیوندهای عاطفی پایدار که به‌عنوان زیرساخت اصلی انسجام در شرایط فشار، ناامنی و بحران شناخته می‌شوند و پژوهش‌های کلاسیک خانواده آن‌ها را مهم‌ترین عامل حفظ همبستگی در شرایط بحرانی دانسته‌اند(Bengtson, 2001). دوم، هنجارهای درونی‌شده مسئولیت‌پذیری، تعهد و مراقبت متقابل که موجب می‌شوند فشارهای روانی، اقتصادی و مراقبتی ناشی از بحران، به‌جای آنکه بر دوش یک فرد متمرکز شود، میان اعضای خانواده توزیع گردد. این سازوکار از مهم‌ترین مکانیسم‌های سازگاری جمعی خانواده در شرایط بی‌ثباتی به شمار می‌رود.(Cherlin, 2012)

در آموزه‌های قرآنی، این سازوکارهای انسجام‌بخش در قالب مفاهیم «مودت» و «رحمت» تبیین شده‌اند. قرآن کریم پیوند زناشویی را بر پایه مودت و رحمت معرفی می‌کند: «وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» (روم: ۲۱). مفسران قرآن، مودت را محبتی پایدار و عمیق دانسته‌اند که رابطه همسران را از سطح یک پیوند صرفاً قراردادی فراتر می‌برد. علامه طباطبایی مودت را نوعی محبت قلبی همراه با پیوندی عاطفی و پایدار می‌داند که بنیان روابط خانوادگی را شکل می‌دهد (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص ۱۶۶). ایشان همچنین رحمت را دلسوزی، شفقت و توجه متقابل میان اعضای خانواده معرفی می‌کند؛ عاملی که سبب می‌شود افراد در هنگام نیاز، ضعف یا آسیب‌پذیری، به یاری یکدیگر بشتابند (همان).

مکارم شیرازی نیز در تفسیر این آیه تأکید می‌کند که مودت و رحمت دو رکن مکمل در پایداری خانواده هستند؛ مودت، پیوند عاطفی و احساس تعلق را ایجاد می‌کند و رحمت، استمرار حمایت، گذشت و فداکاری را در روابط خانوادگی تضمین می‌نماید (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۶، ص ۳۹۲).

بر این اساس، ساختار عاطفی خانواده در قرآن بر شبکه‌ای از محبت، شفقت و مسئولیت‌پذیری متقابل استوار است؛ شبکه‌ای که در شرایط بحران می‌تواند به تقویت همبستگی خانوادگی و افزایش توان تحمل فشارهای مشترک بینجامد. پژوهش‌های حوزه دین و سلامت نیز نشان داده‌اند که هنجارهای معنوی مبتنی بر محبت، دلسوزی و شفقت، نقش مهمی در حفظ انسجام خانواده و سازگاری آن با شرایط بحرانی ایفا می‌کنند (Pargament, 2013). ازاین‌رو، می‌توان استدلال کرد که «مودت» و «رحمت» در چارچوب نظری این پژوهش، بنیان­های کارکرد انسجام‌بخش خانواده را تشکیل می‌دهند و در شرایط جنگی، ظرفیت خانواده را برای حفظ ثبات عاطفی و مقاومت جمعی افزایش می‌دهند.

پ. کارکرد تاب‌آوری: خانواده به‌عنوان نظام سازگاری فعال در بحران

تاب‌آوری خانوادگی در ادبیات علمی، فرایندی پویا و چندسطحی است که خانواده را قادر می‌سازد در برابر فشارها و تنش‌های شدید پایداری کند، با شرایط جدید سازگار شود و حتی به رشد و تحول دست یابد(Walsh, 2020). این ظرفیت، از مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، عاطفی و شناختی شکل می‌گیرد؛ عواملی که از یک سو شامل بازتوزیع نقش‌ها و حمایت عملی میان اعضا و از سوی دیگر متضمن معنا‌بخشی به تجربه‌های دشوار و مدیریت شناختی بحران هستند.

در شرایط جنگی، تاب‌آوری خانوادگی از طریق سه سازوکار اساسی فعال می‌شود. نخست، «معنا‌بخشی به رنج» است؛ فرایندی که طی آن اعضای خانواده با تفسیر بحران در قالب روایت‌های مشترک، ارزش‌های اخلاقی و چارچوب‌های معنایی معنادار، از شدت پریشانی روانی کاسته و تجربه رنج را قابل تحمل‌تر می‌سازند(Park, 2010). دوم، «بازآرایی نقش‌ها» است که به جابه‌جایی انعطاف‌پذیر نقش‌های جنسیتی و بین‌نسلی برای حفظ تداوم کارکردهای ضروری خانواده در شرایط بی‌ثباتی اشاره دارد(South, 2014). سوم، «تقویت راهبردهای حل مسئله» است که از طریق هماهنگی عملی اعضای خانواده برای مدیریت کمبود منابع، مقابله با تهدیدهای محیطی و پاسخ‌گویی به نیازهای فوری شکل می‌گیرد و زمینه سازگاری مؤثر با شرایط جنگی را فراهم می‌آورد.

در نظام معنایی قرآن، یکی از مفاهیمی که می‌تواند پشتوانه فرهنگی و معنوی چنین فرایندی باشد، مفهوم «صبر» است. قرآن کریم در آیات متعددی صبر را به‌عنوان راهبردی برای مواجهه با دشواری‌ها معرفی می‌کند: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (بقره: ۱۵۵). علامه طباطبایی در تفسیر این آیه، صبر را نوعی استقامت آگاهانه در برابر دشواری‌ها می‌داند که از فروپاشی روانی و رفتاری انسان در مواجهه با بحران جلوگیری می‌کند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۳۵۵). مکارم شیرازی نیز صبر را عاملی برای حفظ تعادل روحی و تداوم تلاش در شرایط سخت معرفی کرده و آن را از مهم‌ترین عوامل توانمندساز مؤمنان در رویارویی با مشکلات می‌داند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱، ص ۵۴۰).

قرآن کریم در آیات دیگری نیز صبر را در پیوند با موقعیت‌های دشوار اجتماعی و حتی میدان‌های نبرد مطرح می‌کند (انفال: ۶۵۶۶). مفسران این آیات را ناظر به نوعی پایداری فعال و آگاهانه دانسته‌اند که با امید و اعتماد به یاری خداوند همراه است (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص ۹۴). از این منظر، صبر را می‌توان به‌عنوان منبعی فرهنگی و معنوی برای تقویت تاب‌آوری خانوادگی در نظر گرفت؛ مفهومی که به اعضای خانواده کمک می‌کند تجربه‌های دشوار را در چارچوبی معنادار تفسیر کرده و توانایی خود را برای تحمل فشارهای روانی، سازگاری با شرایط جدید و حفظ انسجام خانوادگی افزایش دهند.

این برداشت با یافته‌های پژوهش‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا نیز همخوانی دارد؛ پژوهش‌هایی که امید  و بردباری را از مهم‌ترین عوامل ارتقای تاب‌آوری در شرایط بحران معرفی کرده‌اند .(Snyder, 2002)بر این اساس، مفهوم قرآنی صبر، با نظریه‌های علمی تاب‌آوری انطباق کامل دارد.

ب‌.   کارکرد حمایتی - مراقبتی: خانواده به‌عنوان شبکه کمک‌رسانی در شرایط فقدان منابع

جنگ معمولاً نظام‌های حمایتی دولتی و نهادهای رسمی رفاه اجتماعی را با اختلال یا کاهش کارآمدی مواجه می‌سازد. در چنین شرایطی، خانواده به مهم‌ترین کانون تأمین نیازهای اساسی اعضا تبدیل می‌شود. مطالعات جامعه‌شناختیِ مرتبط با جنگ و بحران در کشورهای مختلف نشان داده است که خانواده، به‌ویژه از طریق شبکه‌های خویشاوندی، اصلی‌ترین نظام حمایت غیررسمی را شکل می‌دهد و در غیاب خدمات نهادی، وظیفه مراقبت از کودکان، سالمندان، بیماران و آسیب‌دیدگان را بر عهده می‌گیرد (Summerfield, 1999).

در آموزه‌های قرآنی، این نوع از حمایت و مراقبت متقابل با مفاهیمی همچون «تعاون» و «احسان» تبیین شده است. قرآن کریم مؤمنان را به همکاری در مسیر خیر و تقوا فراخوانده و می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده: ۲). مفسران این آیه را بیانگر اصل فراگیر همکاری اجتماعی در امور خیر دانسته‌اند. علامه طباطبایی تعاون را همکاری متقابل انسان‌ها در جهت تحقق خیر عمومی و مصالح اجتماعی می‌داند و معتقد است دامنه این اصل همه عرصه‌های زندگی، از جمله روابط خانوادگی، را در بر می‌گیرد (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص ۱۸۷). آیت‌الله مکارم شیرازی نیز تعاون را از ارکان بنیادین حیات اجتماعی در اسلام معرفی می‌کند و بر این باور است که بدون همکاری و یاری متقابل، تحقق همبستگی اجتماعی و عدالت امکان‌پذیر نخواهد بود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۴، ص ۳۷۴).

در کنار تعاون، قرآن کریم بر اصل «احسان» نیز تأکید می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل: ۹۰). مفسران احسان را رفتاری فراتر از عدالت دانسته‌اند؛ به این معنا که انسان علاوه بر انجام وظایف و حقوق متقابل، با نیکی، گذشت و فداکاری در حق دیگران عمل کند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص ۳۴۱؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۱، ص ۳۶۹). همچنین قرآن در آیه ۳۶ سوره نساء بر احسان نسبت به خویشاوندان و نزدیکان تأکید می‌کند که بیانگر اهمیت حمایت و مسئولیت‌پذیری متقابل در روابط خانوادگی است. بر این اساس، تعاون و احسان دو سازوکار اخلاقی مهم در تقویت شبکه حمایتی خانواده به شمار می‌آیند و می‌توانند در شرایط بحران، زمینه مراقبت از اعضای آسیب‌پذیر و حفظ انسجام خانوادگی را فراهم سازند. این برداشت با دیدگاه‌های جامعه‌شناختی درباره سرمایه اجتماعی نیز همخوانی دارد؛ زیرا هنجارهای همکاری و نیکوکاری از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری شبکه‌های حمایتی مؤثر در شرایط بحرانی محسوب می‌شوند (Putnam, 2001).

 

ت‌.   کارکرد محافظت از نسل و بازتولید امید اجتماعی

حفاظت از نسل ــ در معنای مراقبت زیستی، روانی و ارزشی از کودکان و نوجوانان ــ یکی از مهم‌ترین کارکردهای خانواده در شرایط جنگی است. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که کودکان از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در بحران‌های جنگی هستند و خانواده نخستین نهاد مسئول حفظ امنیت، ثبات روانی و تداوم فرایند جامعه‌پذیری آنان به شمار می‌آید(Elder, 1998) .

این نقش در چند سطح قابل تبیین است. نخست، حمایت روانی و عاطفی که از طریق ایجاد پیوندهای ایمن و کاهش آثار اضطراب، ترس و ناامنی ناشی از جنگ بر رشد کودکان تحقق می‌یابد. دوم، معنا‌بخشی به تجربه‌های دشوار که به کودکان کمک می‌کند وقایع بحرانی را در چارچوبی قابل فهم و قابل تحمل تفسیر کنند. سوم، تأمین امنیت نسبی جسمی، اخلاقی و تربیتی که از بروز گسست‌های هویتی و رفتاری جلوگیری می‌کند. چهارم، انتقال ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای فرهنگی که استمرار هویت اجتماعی و اخلاقی جامعه را حتی در شرایط تضعیف نهادهای رسمی تضمین می‌نماید.

در آموزه‌های قرآنی نیز توجه به آینده نسل و حمایت از کودکان جایگاه ویژه‌ای دارد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَیْهِمْ...» (نساء: ۹). مفسران این آیه را ناظر به مسئولیت انسان‌ها در قبال آینده فرزندان و نسل‌های بعدی دانسته‌اند. علامه طباطبایی آن را تأکیدی بر رعایت مصالح نسل آینده و پرهیز از هرگونه زمینه‌سازی برای آسیب‌پذیری آنان می‌داند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص ۳۶۵). مکارم شیرازی نیز این آیه را بیانگر مسئولیت والدین و جامعه در فراهم ساختن زمینه رشد و امنیت نسل آینده معرفی می‌کند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۳، ص ۳۴۲).

همچنین قرآن درباره حمایت از کودکان آسیب‌پذیر می‌فرماید: «وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْیَتَامَى قُلْ إِصْلَاحٌ لَّهُمْ خَیْرٌ» (بقره: ۲۲۰). مفسران این آیه را دلیلی بر اهمیت اصلاح امور و حمایت از کودکان بی‌سرپرست و آسیب‌دیده دانسته‌اند (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص ۲۳۹؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲، ص ۱۶۷). از این منظر، خانواده در شرایط جنگی نه‌تنها وظیفه حفاظت از نسل را بر عهده دارد، بلکه با انتقال ارزش‌ها، حفظ امید و فراهم ساختن افق آینده، به تداوم اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری

یافته‌های این پژوهش نشان داد که خانواده در شرایط جنگی یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی برای حفظ ثبات روانی، انسجام عاطفی و تداوم حیات اجتماعی است. بررسی کارکردهای خانواده بیانگر آن است که این نهاد از طریق سازوکارهایی مانند تنظیم هیجانی، تقویت پیوندهای عاطفی، بازآرایی نقش‌ها، حمایت اخلاقی عملی متقابل و حفاظت از نسل، به کاهش آثار بحران، افزایش تاب‌آوری و جلوگیری از گسست روابط اجتماعی کمک می‌کند.

تحلیل مفاهیم قرآنی نیز نشان داد که مفاهیمی همچون سکینه، مودت و رحمت، صبر، تعاون و احسان، ظرفیت تبیین‌گری بالایی در فهم کارکردهای حمایتی خانواده دارند. این مفاهیم علاوه بر جایگاه ارزشی و اخلاقی، می‌توانند به‌عنوان چارچوبی تحلیلی برای تبیین سازوکارهای پایداری خانواده در شرایط بحرانی مورد استفاده قرار گیرند. پیوند این آموزه‌ها با ادبیات جامعه‌شناسی خانواده، جنگ و تاب‌آوری اجتماعی، امکان ارائه نگاهی جامع‌تر به نقش خانواده در مواجهه با بحران‌های جنگی را فراهم می‌سازد.

بر این اساس، خانواده را می‌توان مهم‌ترین کانون تولید امنیت روانی، حمایت اجتماعی و امید به آینده در شرایط جنگ دانست؛ نهادی که با بهره‌گیری از سرمایه‌های عاطفی و معنوی، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ انسجام اجتماعی و استمرار حیات فرهنگی جامعه ایفا می‌کند. از این منظر، تلفیق مفاهیم قرآنی با رویکردهای علوم اجتماعی، ظرفیت مناسبی برای تبیین عمیق‌تر کارکردهای خانواده در بحران‌های جنگی فراهم می‌آورد.

 



[1] . survival efficacy

ادراک فرد از توانایی خود و اعضای خانواده برای ادامه حیات، سازگاری و عبور موفق از شرایط تهدیدآمیز و بحرانی.

 

 

 

 

قرآن کریم.
طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن (ترجمه و تحقیق: موسوی همدانی). قم: دفتر انتشارات اسلامی.
مکارم شیرازی، ناصر، و همکاران. (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
Bengtson, V. L. (2001). Beyond the nuclear family: The increasing importance of multigenerational bonds. Journal of Marriage and Family, 63(1), 1–16.
Bonanno, G. A. (2004). Loss, trauma, and human resilience: Have we underestimated the human capacity to thrive after extremely aversive events? American Psychologist, 59(1), 20–28.
Calhoun, C. (2010). The idea of emergency: Humanitarianism and governance. In: Fassin, D., & Pandolfi, M. (Eds.), Contemporary States of Emergency. New York: Zone Books.
Cherlin, A. J. (2012). Public and private families: An introduction (7th ed.). New York: McGraw-Hill.
Elder, G. H. (1998). The life course and human development. In: Damon, W. & Lerner, R. (Eds.), Handbook of Child Psychology. New York: Wiley.
Enarson, E. (2012). Women confronting natural disaster: From vulnerability to resilience. Boulder, CO: Lynne Rienner Publishers.
Hobfoll, S. E., Watson, P., Bell, C. C., et al. (2007). Five essential elements of immediate and mid–term mass trauma intervention: Empirical evidence. Psychiatry, 70(4), 283–315.
Park, C. L. (2010). Making sense of the meaning literature: An integrative review of meaning making and its effects on adjustment to stressful life events. Psychological Bulletin, 136(2), 257–301.
Pargament, K. I. (2013). APA handbook of psychology, religion and spirituality (Vol. 1–2). Washington, DC: American Psychological Association.
Putnam, R. D. (2001). Bowling alone: The collapse and revival of American community. New York: Simon & Schuster.
Snyder, C. R. (2002). Hope theory: Rainbows in the mind. Psychological Inquiry, 13(4), 249–275.
South, S. J. (2014). Family change and variation in post-disaster settings. Journal of Family Theory & Review, 6(3), 293–305.
Summerfield, D. (1999). A critique of seven assumptions behind psychological trauma programmes in war–affected areas. Social Science & Medicine, 48(10), 1449–1462.
Walsh, F. (2016). Strengthening family resilience (3rd ed.). New York: Guilford Press.
Walsh, F. (2020). Family resilience: A developmental systems framework. European Journal of Developmental Psychology, 17(6), 779–793.
 
 
دوره 3، شماره 4 - شماره پیاپی 4
ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
اسفند 1404