نوع مقاله : ویژهنامه جنگ رمضان و مقاومت
بازاندیشی کارکردهای دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی معلمان
جهت توانمندسازی خانوادهها در دوران پساجنگ
چکیده مبسوط
آموزش و پرورش به عنوان اصلیترین نهاد رسمی جامعه، نقشی فراتر از انتقال دانش صرف دارد؛ هدف غایی آن تربیت انسانی سالم، متعادل و مسئولیتپذیر است(Hattie, 2009). در این میان، «معلم» به عنوان مجری اصلی فرآیند تعلیم و تربیت، دارای تأثیرگذاری عمیق بر شخصیت دانشآموزان است. با این حال، تأثیرگذاری معلم تنها در کلاس درس محدود نمیشود، بلکه بازتاب آن مستقیماً بر ساختار خانوادههای دانشآموزان نیز اثرگذار است ((Epstein, 2011. خانواده، به ویژه در الگوی اسلامی-ایرانی که مبتنی بر آموزههای قرآن کریم است (خانواده قرآنی)، نخستین و مهمترین کانون رشد روانی و اجتماعی فرد محسوب میشود (Esposito, 2003). بنابراین، سلامت روانی-اجتماعی معلمان و توانایی آنها در تعامل سازنده با خانوادهها، ضامن تحکیم بنیانهای این نهاد حیاتی است. چالشهای دوران پساجنگ و نیاز به تابآوری: دوران پساجنگ، اگرچه دورهای از بازسازی و امید است، اما همزمان با چالشهای پیچیده روانی-اجتماعی همراه بوده است. جنگ نه تنها آسیبهای جسمی و اقتصادی، بلکه زخمهای روانی جمعی را به همراه داشته است. در چنین بستری، خانوادهها با فشارهای متعددی روبرو هستند که میتواند منجر به کاهش انسجام داخلی و تضعیف ارزشهای دینی شود. در این شرایط، «خانواده قرآنی» به عنوان الگویی ایدهآل که بر پایه مودت، رحمت، عدالت و آرامش استوار است، نیازمند حمایت تخصصی است تا بتواند در برابر طوفانهای فرهنگی مقاومت کند (Nasr, 2015)..-
ضرورت و اهمیت پژوهش
در فضای آموزشی کنونی، معلم دیگر تنها یک انتقالدهنده دانش نیست، بلکه «مربی تمامعیار» و الگوی رفتاری دانشآموزان محسوب میشود. دوران پساجنگ، اگرچه دورهای از پیروزی و اقتدار ملی است، اما همزمان با چالشهای عمیق روانی-اجتماعی همراه بوده است؛ چالشهایی که ریشه در تغییر سبک زندگی و فشارهای اقتصادی دارد. در چنین بستری، خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی و مهمترین کانون تربیت، تحت تأثیر مستقیم این تحولات قرار گرفته است.
ضرورت این پژوهش از سه زاویه حائز اهمیت است:
1. بحران هویت خانوادگی: خانوادههای ایرانی در دوران پساجنگ با تهدیدی جدی علیه ارزشهای سنتی و دینی روبرو هستند. الگوی «خانواده قرآنی» که بر پایه آرامش (سکینه)، مودت و رحمت استوار است، بهترین پناهگاه در برابر این طوفانهای فرهنگی است. اما تحقق این الگو نیازمند مربیانی است که زبان مشترکی با خانواده داشته باشند.
2. خلأ شایستگیهای میانرشتهای: معلمان فعلی اغلب فاقد مهارتهای لازم برای مدیریت تعارضات خانوادگی دانشآموزان و ارائه مشاوره مبتنی بر ارزشهای دینی هستند. دانشگاه فرهنگیان به عنوان مرکز تربیت معلم، باید پلی باشد میان تکنیک های روانی و الگو سبک زندگی اسلامی
3. نقش راهبردی دانشگاه فرهنگیان: بدون بازاندیشی در کارکردهای این دانشگاه و تزریق مؤلفههای «خانوادهمحور» به سرفصلهای آموزشی، معلمان ناتوان خواهند ماند. بنابراین، این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف نظری و عملیاتی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای سلامت نسل آینده و تحکیم بنیان خانوادههای قرآنی دارد.
اهداف پژوهش
سوالات پژوهش
یافتهها
نتایج این پژوهش نشان میدهد که دانشگاه فرهنگیان در حال حاضر به میزان کافی به توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی معلمان و توانمندسازی خانوادههای قرآنی توجه نمیکند. بنابراین، ضروری است که دانشگاه فرهنگیان با بازاندیشی در کارکردهای خود، دورههای آموزشی تخصصی در زمینه توانمندسازی خانوادههای قرآنی ارائه دهد و به توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی معلمان در این زمینه توجه بیشتری داشته باشد.
بازاندیشی کارکردهای دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی معلمان
جهت توانمندسازی خانوادهها در دوران پساجنگ
مقدمه
آموزش و پرورش بهعنوان مهمترین نهاد رسمی جامعه، نقشی فراتر از انتقال دانش و مهارت بر عهده دارد و هدف اساسی آن تربیت انسانهای متعادل، مسئولیتپذیر و برخوردار از سلامت روانی و اجتماعی است(Hattie, 2009). در این میان، معلم بهعنوان مهمترین عامل اجرایی فرایند تعلیم و تربیت، تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت، نگرشها و رفتارهای دانشآموزان دارد. با این حال، دامنه تأثیرگذاری معلم به فضای مدرسه و کلاس درس محدود نمیشود، بلکه تعاملات و کنشهای تربیتی او میتواند بر خانواده دانشآموزان نیز اثرگذار باشد(Epstein, 2011).
از سوی دیگر، خانواده بهویژه در الگوی اسلامی ـ ایرانی، نخستین و بنیادیترین نهاد تربیتی و اجتماعی به شمار میآید که نقش تعیینکنندهای در رشد روانی و اجتماعی افراد دارد. در این چارچوب، «خانواده قرآنی» بهعنوان الگویی مبتنی بر آموزههای قرآن کریم، بر مفاهیمی همچون مودت، رحمت، مسئولیتپذیری، همدلی و تربیت اخلاقی استوار است(Esposito, 2003). از اینرو، سلامت روانی ـ اجتماعی معلمان و توانایی آنان در برقراری ارتباطی مؤثر و سازنده با خانوادهها، میتواند نقش مهمی در تحکیم بنیان خانواده و ارتقای کیفیت فرایند تربیت ایفا کند.
چالشهای دوران پساجنگ و نیاز به تابآوری
دوران پساجنگ، اگرچه دورهای از بازسازی و امید است، اما با چالشهای پیچیده روانی ـ اجتماعی نیز همراه است. جنگ نهتنها آسیبهای جسمی و اقتصادی، بلکه زخمهای روانی و اجتماعی عمیقی بر جای میگذارد. در چنین شرایطی، خانوادهها با فشارهای متعددی روبهرو هستند که میتواند به کاهش انسجام خانوادگی و تضعیف ارزشهای دینی و فرهنگی منجر شود. از اینرو، «خانواده قرآنی» بهعنوان الگویی مبتنی بر مودت، رحمت، عدالت و آرامش، نیازمند حمایتهای تربیتی و تخصصی است تا بتواند در برابر چالشهای دوران پساجنگ پایداری خود را حفظ کند(Nasr, 2015). در این میان، این پرسش مطرح میشود که آیا معلمان، بهویژه دانشآموختگان دانشگاه فرهنگیان، از شایستگیهای لازم برای ایفای چنین نقش حمایتی برخوردارند؟
شکاف میان آموزشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی
تحلیلهای اولیه نشان میدهد که برنامههای آموزشی دانشگاه فرهنگیان، اگرچه بر مهارتهای تخصصی تدریس و مدیریت کلاس درس تأکید دارند، اما در زمینه توسعه برخی شایستگیهای روانی-اجتماعی ـ از جمله همدلی، مدیریت تعارض، تعامل مؤثر با خانواده، مشاوره تربیتی مبتنی بر ارزشهای فرهنگی و دینی و تابآوری ـ با چالشها و کاستیهایی مواجهاند(OECD, 2019). در نتیجه، بسیاری از معلمان در مواجهه با مسائل پیچیده خانوادگی و اجتماعی دانشآموزان، بهویژه در جوامعی که پیامدهای روانی و اجتماعی شرایط پساجنگ را تجربه میکنند، نیازمند آمادگی و توانمندی بیشتری هستند.
این وضعیت میتواند کیفیت تعامل میان مدرسه و خانواده را تحت تأثیر قرار دهد و ظرفیت معلمان را برای ایفای نقش مؤثر در حمایت تربیتی از خانوادهها محدود سازد. از این رو، توجه به توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی در برنامههای تربیت معلم، بهعنوان یکی از الزامات ارتقای همکاری میان مدرسه و خانواده، اهمیت ویژهای دارد(Jeynes, 2012).
ضرورت بازاندیشی کارکردهای دانشگاه فرهنگیان
دانشگاه فرهنگیان بهعنوان مهمترین نهاد تربیت معلم در کشور، باید پاسخی متناسب با نیازهای جدید جامعه ارائه دهد. مسئله اصلی این پژوهش، توجه ناکافی به پیوند میان «تربیت معلم»، «شایستگیهای روانی-اجتماعی» و «الگوی خانواده قرآنی» در برنامههای آموزشی کنونی است(UNESCO, 2021). در شرایط پساجنگ، معلمان علاوه بر ایفای نقش آموزشی، نیازمند برخورداری از توانمندیهایی هستند که آنان را در تعامل مؤثر با دانشآموزان و خانوادهها یاری دهد. از اینرو، دانشگاه فرهنگیان باید در بازنگری برنامههای خود، توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی را در کنار آموزههای تربیتی و قرآنی مورد توجه قرار دهد.
بر این اساس، این پرسش مطرح میشود که دانشگاه فرهنگیان چگونه میتواند کارکردهای خود را بازتعریف کند تا ضمن توسعه شایستگیهای روانی-اجتماعی معلمان، آنان را برای ایفای نقش مؤثر در توانمندسازی خانوادههای قرآنی در دوران پساجنگ آماده سازد؟ این پژوهش در پی آن است که با بررسی این مسئله، زمینه ارائه چارچوبی کاربردی برای بازنگری رویکردهای تربیت معلم در دانشگاه فرهنگیان را فراهم آورد.
ضرورت و اهمیت پژوهش
در فضای آموزشی کنونی، معلم دیگر صرفاً انتقالدهنده دانش نیست، بلکه بهعنوان «مربی تمامساحت» و الگوی رفتاری دانشآموزان ایفای نقش میکند. دوران پساجنگ، هرچند دورهای از بازسازی، اقتدار ملی و امید به آینده است، اما با چالشهای روانی، اجتماعی و فرهنگی متعددی نیز همراه است؛ چالشهایی که میتوانند بر سبک زندگی، روابط اجتماعی و انسجام خانوادهها تأثیرگذار باشند. در چنین موقعیتهایی، خانواده بهعنوان نخستین نهاد اجتماعی و مهمترین کانون تربیت، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت و توانمندسازی است.
ضرورت این پژوهش از سه منظر قابل تبیین است:
1. حفظ و تقویت هویت خانواده
خانوادههای ایرانی در دوران پساجنگ با تغییرات فرهنگی و اجتماعی گستردهای مواجهاند که میتواند بر ارزشها و کارکردهای تربیتی خانواده اثر بگذارد. الگوی «خانواده قرآنی» که بر پایه سکینه، مودت و رحمت استوار است، ظرفیت بالایی برای تقویت انسجام خانوادگی و مواجهه با این چالشها دارد. تحقق این الگو نیازمند حضور مربیان و معلمانی است که توانایی تعامل مؤثر با خانوادهها را داشته باشند.
2. ضرورت توسعه شایستگیهای میانرشتهای معلمان
بخش مهمی از مسائل دانشآموزان ریشه در شرایط خانوادگی آنان دارد. ازاینرو، معلمان علاوه بر مهارتهای آموزشی، به توانمندیهایی در حوزه ارتباط مؤثر، همدلی، مدیریت تعارض و آشنایی با مبانی تربیت اسلامی نیاز دارند. دانشگاه فرهنگیان میتواند با تلفیق دانش روانشناختی و آموزههای اسلامی، زمینه ارتقای این شایستگیها را فراهم سازد.
3. نقش راهبردی دانشگاه فرهنگیان
دانشگاه فرهنگیان نقش تعیینکنندهای در آمادهسازی معلمان برای پاسخگویی به نیازهای جدید جامعه دارد. بازنگری در برنامههای آموزشی و تقویت رویکرد خانوادهمحور میتواند معلمان را برای ایفای نقش مؤثرتر در تعامل با خانوادهها آماده سازد. ازاینرو، این پژوهش با هدف تبیین این ضرورت و ارائه چارچوبی برای ارتقای شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان، میتواند گامی در جهت تحکیم بنیان خانواده و ارتقای کیفیت نظام تربیتی باشد.
نوآوری پژوهش
با وجود انجام پژوهشهای متعدد در حوزه «تربیت معلم» و «خانواده اسلامی»، نوآوریهای اصلی این پژوهش عبارتاند از:
اهداف پژوهش
هدف کلی
تبیین و ارائه الگویی برای بازاندیشی کارکردهای دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان با رویکرد توانمندسازی و تحکیم خانوادههای قرآنی در دوران پساجنگ.
اهداف جزئی
1. شناسایی و تبیین مؤلفههای شایستگیهای روانی ـ اجتماعی مورد نیاز معلمان برای تعامل مؤثر با خانوادهها.
2. تبیین ابعاد و ویژگیهای خانواده قرآنی و بررسی نقش آن در ارتقای سلامت روانی ـ اجتماعی اعضای خانواده.
3. بررسی وضعیت موجود کارکردهای دانشگاه فرهنگیان در زمینه تربیت معلم با رویکرد خانوادهمحور.
4. تبیین نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان برای توانمندسازی خانوادهها در دوران پساجنگ.
5. ارائه راهکارهای آموزشی و اجرایی برای بازنگری برنامههای تربیت معلم با تأکید بر آموزههای قرآنی و مهارتهای ارتباط و تعامل با خانواده.
سوالات پژوهش
سؤال اصلی
دانشگاه فرهنگیان چگونه میتواند با توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان، زمینه توانمندسازی و تحکیم خانوادههای قرآنی در دوران پساجنگ را فراهم سازد؟
سؤالات فرعی
2. ویژگیها و ابعاد خانواده قرآنی چیست و چه نقشی در ارتقای سلامت روانی ـ اجتماعی و کاهش آسیبهای اجتماعی در دوران پساجنگ دارد؟
3. کارکردهای فعلی دانشگاه فرهنگیان در تربیت معلمانی با رویکرد خانوادهمحور چگونه ارزیابی میشود؟
4. چه راهکارهایی برای بازنگری و تقویت برنامههای آموزشی دانشگاه فرهنگیان با تأکید بر آموزههای قرآنی و مهارتهای ارتباط با خانواده قابل ارائه است؟
روششناسی پژوهش
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی ـ توسعهای و از نظر روش گردآوری دادهها، پیمایشی است.
یافتهها
· یافتههای پژوهش نشان داد که از دیدگاه پاسخدهندگان، دانشگاه فرهنگیان در وضعیت کنونی توجه کافی به توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان ندارد؛ بهگونهای که ۸۵ درصد از افراد مورد مطالعه این موضوع را تأیید کردند. همچنین ۷۰ درصد پاسخدهندگان معتقد بودند برنامههای آموزشی موجود در زمینه توانمندسازی خانوادههای قرآنی از کفایت لازم برخوردار نیست.
· در بخش نیازسنجی آموزشی، نتایج حاکی از آن بود که ۹۰ درصد پاسخدهندگان بر ضرورت برگزاری دورههای آموزشی تخصصی در حوزه توانمندسازی خانوادههای قرآنی تأکید دارند. افزون بر این، ۸۰ درصد آنان معتقد بودند دانشگاه فرهنگیان باید توجه بیشتری به توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان، بهویژه در زمینه تعامل و کار با خانوادهها، داشته باشد.
· همچنین مهمترین راهکارهای پیشنهادی شامل برگزاری دورههای آموزشی تخصصی در زمینه توانمندسازی خانوادههای قرآنی (۸۵ درصد)، توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان در ارتباط با خانوادهها (۸۰ درصد) و طراحی برنامههای آموزشی مبتنی بر نیازهای واقعی معلمان و خانوادهها (۷۵ درصد) بود.
نتیجهگیری
یافتههای پژوهش نشان داد که دانشگاه فرهنگیان در وضعیت کنونی توجه کافی به توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان و آمادهسازی آنان برای تعامل مؤثر با خانوادهها ندارد. همچنین نتایج بیانگر آن است که برنامههای آموزشی موجود در زمینه توانمندسازی خانوادههای قرآنی با نیازهای دوران پساجنگ تناسب کامل ندارند.
بر این اساس، بازاندیشی در کارکردهای دانشگاه فرهنگیان و تقویت رویکرد خانوادهمحور در برنامههای تربیت معلم ضروری به نظر میرسد. توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان، طراحی دورههای آموزشی تخصصی در حوزه خانواده و بهرهگیری از آموزههای قرآنی در فرایند تربیت معلم، میتواند زمینه ارتقای تعامل میان مدرسه و خانواده و تقویت بنیان خانوادههای قرآنی را فراهم سازد.
توصیهها
1. بازنگری در برنامههای آموزشی: دانشگاه فرهنگیان برنامههای آموزشی خود را متناسب با نیازهای واقعی معلمان و خانوادههای قرآنی بازنگری و بهروزرسانی کند.
2. ارائه دورههای آموزشی تخصصی: دورههای آموزشی تخصصی در زمینه توانمندسازی خانوادههای قرآنی و تقویت تعامل معلم با خانواده طراحی و اجرا شود.
3. توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان: توجه بیشتری به توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان، بهویژه در زمینه تعامل و همکاری با خانوادههای قرآنی، صورت گیرد.
اجرای این پیشنهادها میتواند زمینه تقویت نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان و توانمندسازی خانوادههای قرآنی در دوران پساجنگ را فراهم سازد.
پیشنهادها
با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای زیر به منظور تقویت نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان در دوران پساجنگ ارائه میشود:
1. تدوین سند راهبردی ملی: تدوین سندی در سطح وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای اولویتبخشی به توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان با تأکید بر نقش دانشگاه فرهنگیان.
2. بازنگری و بهروزرسانی برنامههای درسی: بازنگری در سرفصلهای رشتههای تربیت معلم با هدف ادغام مؤلفههای روانی ـ اجتماعی در تمامی مراحل آموزش، نه صرفاً در قالب دروس مستقل.
3. بهرهگیری از رویکردهای نوین آموزشی: استفاده از روشهای تدریس فعال، یادگیری مبتنی بر حل مسئله، پروژههای عملی و فناوریهای نوین آموزشی برای تقویت شایستگیهای روانی ـ اجتماعی.
4. توسعه ظرفیتهای حمایتی: ایجاد و تقویت مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی در پردیسهای دانشگاه فرهنگیان و تسهیل دسترسی دانشجو ـ معلمان به این خدمات.
5. ایجاد مرکز تابآوری و سلامت روان معلم: تأسیس مرکزی تخصصی در دانشگاه فرهنگیان با هدف پژوهش، آموزش و ارائه خدمات مرتبط با تابآوری و سلامت روان معلمان.
6. توانمندسازی اساتید: برگزاری دورههای آموزشی مستمر برای اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان در زمینه آموزش شایستگیهای روانی ـ اجتماعی و رویکردهای نوین تربیتی.
7. گسترش همکاری با مدارس و خانوادهها: ایجاد سازوکارهای ارتباطی مستمر با مدارس، معلمان شاغل و انجمنهای اولیا و مربیان برای شناسایی نیازهای واقعی و بهبود برنامههای آموزشی.
8. حمایت از پژوهشهای کاربردی: اختصاص حمایتهای لازم برای انجام پژوهشهای میدانی و کاربردی در زمینه شناسایی چالشها و راهکارهای توسعه شایستگیهای روانی ـ اجتماعی معلمان.
9. ترویج فرهنگ سلامت روان: تقویت فرهنگ توجه به سلامت روان، تابآوری و بهزیستی روانشناختی در دانشگاه فرهنگیان و نظام آموزشی کشور به عنوان یکی از مؤلفههای اساسی موفقیت حرفهای معلمان.